محمود نجم آبادى
102
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
آمده است از كلمه ( Hospes ) و ( Hote ) مشتق مىباشد و Hospitium محلى براى پناه دادن و پذيرائى مسافرين و زوار بوده كه امور اين امكنه با پرستاران زن و مردان دينى بوده است . در ايران باستان هم عموما كار پزشكى با علماء دين و موبدان بوده است . چنان كه فردوسى در زائيده شدن رستم و ساير امور طبى اين امر را به خوبى بيان مىدارد . در ايران باستان موبدان به كار پزشكى مىپرداختند . شاهد مثال آنچه در شاهنامه در جميع موارد استفاده و استمداد از موبدان بوده است مىباشد . چنان كه در صفحات بالا مذكور افتاد ، چنين به نظر مىرسد آشه و هيشتا ( امشاسپند اردىبهشت ) مظهر روحانى و درمان و علاج بوده و موبد واسطه بشمار مىرفته است . اما نقش طلسم و اوراد و اذكار و ادعيه در ايران باستان بهمانند ساير اقوام معتبر بشمار مىرفته ، حتى تا دوران ساسانيان نيز اين امر رواج داشته ، بدين مناسبت وظائف روحانيون بسيار زياد بوده است . رئيس پزشكان عمل افرادى ( پزشكان ) كه به فن طبابت اشتغال داشتند ، تحت نظر و مراقبت قرار مىداد . در اوستا براى پيشوايان مذهب علاوه بر حفظ راستى و درستى و پرستش خداى يگانه ، وظائفى درباره دستگيرى فقرا و بينوايان آمده است ، و چنين تعبير كردهاند ، كه پيشوايان مذهب همانند شبانى كه مامور محافظت گوسفندان است ، بايد به حفظ مردم همت گمارد ، سهل است از موعظه به سلاطين نيز كوتاهى ننمايد ، و اوست كه بايد مذهب را از خرافات و اوهام خالى نمايد . اتروان Athravan كه آذربان يعنى نگاهبان و پاسبان آتش در آتشكدهها